به نام خدا 

سلام خداجونم؛ خودت می دونی چی می خوام بگم. خدایا من بدون اینکه به حرف تو گوش کنم، تو مسیری قدم برداشتم که الان به قول حافظ باید بگم: 

ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش

بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش

خدایا خودت هم می دونی که همون سه سال پیش باید همه چیز درست می شد... اگر من بیتابی نمی کردم، اگر من عجله نمی کردم، اگر من به حرف تو گوش کرده بودم، الان اون چیزی که می خواستم رو خودت بهم می دادی.

خدایا به شرایط الان خرده نمی گیرم که اگز الان هر اتفاقی داره میافته، نتیجه بی تدبیری منه وگرنه قضا... خدایا قضایی که تو در نظر گرفتی، ممکنه همین فردا اتفاق بیوفته.... کسی چه می دونه... می دونی چیه خداجونم؟  می ترسم از این که مبادا دوباره کاری کنم که دور بشم.... خدایا دستم رو بگیر و به سمت خودت راهنماییم کن... خدایا منم تنهاترین تنها بدون تو تک و تنها در این دنیای بی همتا تویی تنها ترین تنها که می خواند برای بنده ی بیتا که دستت را بده دستم بر آستانم قدم بگذار تا... خدایا کمکت رو نیاز دارم. ممنون.

خدایا امضای من پایین تمام نامه هام تمام دردهامو بهت می گه...

خدایا امروز خیلیا اومدن گفتن چرا ناراحتی...

من نتونستم بگم چرا ناراحتم چون خودم هم نمی دونستم. خیلی جالب هست که هم می دونم و هم نمی دونم چرا ناراحتم جانان من...

اوست که می خنداند و می گریاند.

این جمله آخری دیگه همه چیز رو گفت.

یا علی  

 انتشار از منبع : fatemehtomovaffaghmi-bfa - fatemehtomovaffaghmi-bfa
یکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت 17:06:02
  برچسب ها : خدایا ,خودت ,الان ,دونی