امروز رو برد دانشکده برق یه مقاله دیدم و خیلی شبیه مقاله ای بود که خودم دارم ترجمه اش می کنم :) بعدش دیدم بابا خودشه.... امروز یکی از دوستان دبیرستان رو دیدم و بهم گفت که رشته ات خیلی سخته؟  من الان تو فکرم... چون تو بین اطرافیان جا افتاده که متالورژی سخته.... آیا واقعا متالورژی سخته و من نمی فهمم. یا اینکه آسونه و همین جوری آوازه سختیش رو شنیدن... در نظر من برق و مکانیک و هوافضا سخت تره... فکر کنم به علاقه بستگی داره.

عجب زندگی باحاله... امروز از بچه های برق تهران هم یکی رو دیدم. فکر نمی کردم که منو بشناسه ولی گویا می شناخت....

 

 

 

خب چرت و پرت های بالا رو می تونید با ضرب المثل شتر دیدی ندیدی پوشش بدید.

حرفای مهم تری دارم. امروز لبخند خدا رو حس کردم. تو اتوبوس جامو دادم به یه خانم و ایشون من رو دعا کردند. حس نشاط بهم دست داد... بعد این که تو کتاب آیین زندگی چیزی نوشته بود که گفتم به شما هم بگم. شرایطی رو که قادر به تغییر آنها نیستید رو با رضایت بپذیرید. چون انسان با هر چیزی می تونه مقابله کنه. هر مصیبتی هر چه قدر هم که بزرگ باشه، از تحمل انسان بالاتر نیست. برای تغییر شرایط همواره تلاش کنید. تا جایی که بتوانید در انتها بگید: من هر آن چه در توان داشته ام، انجام داده ام. 

لبخند خدا یعنی یادگیری یه چیز جدید... دوست دارم لبخند خدا رو... 

شکرت خداجونم. 

راستی مواظب باشید که شیطون گول نزنه. 

یاعلی 

 انتشار از منبع : fatemehtomovaffaghmi-bfa - fatemehtomovaffaghmi-bfa
یکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت 17:06:02
  برچسب ها : لبخند ,متالورژی سخته